فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۹ بهمن

پینگ پُنگ با مُلاها

منصور امان

همزمان با حملات نظامی آمریکا به مواضع رژیم ج.ا در خارج از مرزهای ایران، گُزارشها بیانگر آماج قرار گرفتن منابع و بخش مالی مُلاها است. این تحوُل در همان حال که پُرسشها پیرامون سیاست غرب را پُر رنگ تر می کند، کُمکی به روشن شدن چشم انداز رویکرد آن در برابر حاکمان ایران نیز نمی کند.

در روزهای اخیر به گونه سلسله وار خبرهایی از مسدود شدن روزنه هایی مُنتشر می شود که ج.ا از آنها برای دور زدن تحریمها، خرید لوازم و تجهیزات و پولشویی استفاده کرده است. نخُست همدستی دو بانک بُزُرگ انگلیسی، لویدز و سانتاندر، با رژیم ولایت فقیه در این اهداف افشا گردید.

سپس رسانه های آلمانی به نقل از منابع سازمان مُجاهدین خلق، فعالیت یک شرکت بُزُرگ پوششی ج.ا در این کشور را فاش ساختند. شرکت جی ‌آی ‌سی اینترنشنال (GIC International GmbH) که در پهنه صنایع نفت و شیمیایی و نیز ساخت وساز فعالیت دارد، با بیلان چند صد میلیون دُلاری، یک منبع درآمد و پولشویی رژیم ج.ا است.

در ادامه این تحوُلات، دولت عراق نیز به درخواست آمریکا، هشت بانک را از بازار مُعامله با دُلار حذف کرد. بانکهای یاد شده (بانک بین‌المللی اسلامی کردستان برای سرمایه‌ گذاری و توسعه، بانک بین‌المللی آشور، بانک جنوب اسلامی، بانک الهدی، بانک سرمایه‌ گذاری عراق، بانک اتحاد عراق، بانک اسلامی عربیه، بانک بازرگانی حمورابی) مشکوک به پولشویی و قاچاق برای مُلاها و باندهای وابسته به آنها هستند. در یک اقدام دیگر، بغداد مجوز فعالیت بانک ملی ج.ا را نیز باطل کرد و به این ترتیب رژیم ولایت فقیه یک پوشش قانونی مُهم برای فعالیتهای تحت تحریم را از دست داد.  

آنچه که در فشارهای جدید بر منابع و امکانات مالی ج.ا چشمگیر است، پُر اهمیت بودن سوژه های هدف گرفته شده به لحاظ مالی و اقتصادی است. هیچیک از آنها نه گُمنام هستند و نه نقشی حاشیه ای و کمرنگ در اقتصاد و بازارهای مالی کشور متبوع خود بازی می کنند. بنابراین، دیده نشدن آنها در سیستمهای پایش و حفاظتی بسیار بعید می نماید. حتی اگر دولتها بنا به مصالح سیاسی و منافع اقتصادی از کنار این مراکز به سادگی رد شده باشند، در انتها فعالیت آنها از چشم نهادهای بین المللی همچون SWIF (انجمن ارتباطات بین بانکی بین ‌المللی) FATF (گروه ویژه اقدامات مالی) که بر کُلیه تراکُنشهای ملی و بین المللی نظارت دارند، نباید دور مانده باشد.

از این رو چنین می نماید که ابهام نه در مکانیزمهای کُنترُل، بلکه در سیاستی است که آن را اعمال می کند. دولت آقای بایدن از هنگام عُهده دار شدن مسوولیت، در توهُم دستیابی به یک توافُق با رژیم ولایت فقیه از فشار تحریمها بر آن کاسته و روزنه هایی برای فرار در اختیارش گذاشته است. علنی و فراخ ترین این روزنه ها، امکان فُروش نفت به چین است که در این میان به نزدیک یک و نیم میلیون بُشکه در روز رسیده است. آزاد کردن بخشی از پولهای بلوکه شده، یکی دیگر از آنهاست. دادن امتیاز برای نرم کردن مُلاها یک سیاست کُلی است که غرب نه فقط از امروز، فعالانه آن را پی گرفته، بدون آنکه نتیجه دلخواه را برایش دربر داشته باشد. برعکس، روند تنش با رژیم شرور ج.ا گام به گام افزایش پیدا کرده و اکنون به نُقطه کنونی، یعنی کشمکش نظامی رسیده که هنوز به معنای انتهای این ماراتُن شرم آور نیست.

رُخدادهای اخیر در پهنه تحریمها، یکبار دیگر سیاست پُر تناقُض و بی چشم انداز غرب را آشکار می سازد. غرب و به ویژه آمریکا در پهنه تحریمها بین آسان گیری و سختگیری در نوسانند و بدون یک استراتژی روشن، به گونه لحظه ای و کوته بینانه رویکرد خود را در برابر رژیم ج.ا و سیاستهای ثابت آن تنظیم می کنند. یک رویکرد موثر در برابر حاکمان ج.ا بدون ترسیم اُفُقی بی ابهام و داشتن برنامه عمل مُشخصی برای رسیدن به آن مُمکن نیست. پینگ پُنگ با مُلاها نمی تواند جایگُزین چنین استراتژی ای باشد.   

 

 

بازگشت به صفحه نخست