فراسوی خبر... پنجشنبه ۹ فروردین

درسهای نوروز

منصور امان

در همان روزهایی که حاکمیت نیروی انسانی و منابع مالی هنگُفتی را از طریق رویارویی با زنان خرج ترمیم اقتدار از دست رفته اش می کند، ناگاه خود را با جبهه دیگری روبرو یافته که به همین گونه بُنیانهای قُدرت آن را زیر ضرب گرفته است.

مراسم نوروز به جامعه مُعترض فُرصتی دیگر داده تا به رویارویی با رژیم ستمگر بروند، آن را از این وجه زندگی شان بیرون برانند و فضای عُمومی را به تسخیر خویش در آورند. به این ترتیب، یکبار دیگر دُرُست از همان زاویه ای که حاکمیت برای اعمال قُدرت و منکوب کردن جامعه وارد میدان شده بود، توده ها آن را هدف قرار دادند و گام به پیش نهادند.

دُشمنی رژیم ولایت فقیه با نوروز و در مجموع با فرهنگ و سُنتهای ملی و تاریخی، یک رویکرد پیشینه دار و ثابت آن است. نظام در طول چهار دهه حُکمرانی خود به شکلهای گوناگونی به جنگ نوروز رفته و از حذف از تقویم تا اسلامی کردن آن را به گونه ناکامی آزموده است. اما آنچه که حساسیت رژیم مُلاها به مُناسبتهای ملی فرهنگی از این دست را اکنون چند برابر می کند، حرکت جامعه مُعترض بر بستر آنها است که به گونه اجتناب ناپذیری به چنین مراسمی روح و مضمون اعتراضی می دمد و همزمان روحیه همبستگی و اشتراک نظر و هدف را در بخشهای گوناگون مردُم تقویت می کند.  

برپایی جشنهای چند هزار نفره نوروزی در چندین شهر کُردستان و در ابعاد کوچکتر در بسیاری از شهرهای دیگر کشور که آشکارا فرمانها و خط قرمزهای دستگاه حاکم را زیر پا می گذاشت و در برخی نُقاط با شُعارهای ضدحُکومتی نیز همراه بود، نشان داد که هراس آن بی دلیل نبوده است. برگُزاری توده ای مراسم نوروز در حالی مُمکن شد که حاکمان ج.ا تدبیرهای سختی را برای جلوگیری از آن اندیشیده و دستگاه های امنیتی خود را به این منظور بسیج کرده بودند.  

شکل و ترکیب گردهماییهای نوروزی این واقعیت را به اثبات رساند که رویدادهای جاری یا ثابت، گُذشته از آنکه دارای چه درونمایه ای باشند یا کُدام خاستگاه را داشته باشند، زیر تاثیر قُطب بندی جامعه/ حُکومت قرار دارند و به سمت یا علیه یکی از این دو میل می کنند. در چارچوب این تضاد، جشن نوروزی فقط به دلیل آنکه یک مُناسبت فرهنگی است برگزار نمی شود، بلکه جامعه آن را فُرصتی سزاوار می انگارد که به مدد نمادها، تاریخ و آیینهایش، می تواند خُطوط تمایز خود با استبداد دینی را ترسیم کند و استقلال اش از دین و آیین آن را به نمایش بگذارد. هم از این روست که حاکمیت در این میان ژستهای مردُمدارانه اش را کنار گذاشته و به صراحت از مراسم نوروزی به مثابه پروژه ضدامنیتی نام می برد.

برگ برنده رژیم ج.ا در انتقال سرکوب و به اطاعت واداشتن جامعه سوخته است. اجبارات دینی و امر و نهی شرعی به جای مُنفعل کردن و گردن سپاری مردُم، به عامل برانگیختن و مُقاومت آنها بدل گردیده است. نوروز نشان داد که جُنبش انقلابی دموکراتیک شهریور چگونه روانشناسی جامعه را تغییر داده و با چه نیروی شگرفی صف بندیها علیه رژیم حاکم را به این پهنه نیز گُسترش داده است. تحول انقلابی آنگاه صورت می پذیرد که هیچ بخش جامعه و هیچ وجه زندگی از تغییر برکنار نماند.

 

 

بازگشت به صفحه نخست